به یادوو جاران - وه شا عاوه لان
وه شا عاوه لان - یادش به خیر
بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید.
وه شا عاوه لان - یادش به خیر
بقیه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید.
یادتونه...
بچه که بودیم ، وقتی مریض می شدیم
وفتی آقا دکتره ، می پرسید...
بگو کجات درد داره؟ چته ؟؟؟
زل می زدیم به مادرمون؟!!
یادتونه؟!!
منتظر می شدیم تا اون بگه مریضیمون چیه؟؟...
و جواب دادن رو به اون می سپردیم؟...
چون که می دونستیم مادرمون، همون احساسی رو داره
که ما داریم ...حتی از خودمون بیشتر ، دردمون رو
احساس می کنه ...
حالا می خوام بگم اون روزا رو یادت نره؟
خب ، تو جوون شدی ، اون پیر شده!!!
حواست باشه بهش...
حالا وقتشه ، توام مثل بچگی هات اگه اون مریض شد...
حسش کنی!!!
حالا اون به تو نیاز داره ، حتی اگه حرفی نزنه...
مثل همیشه!!!
حواست بهش باشه... !!××
عشق است مادر ♥
به اطلاع دوستان گرامی می رساند کتابخانه ماموستا هه ژار واقع در روستای دولاب افتتاح گردید. این موفقیت را به اهالی محترم روستا ، ادب دوستان ، دانش آموزان ، دانشجویان ،فرهنگیان وعلاقمندان به کتاب وکتابخوانی تبریک می گوییم. امید است چراغ راهی فرا راه جوانان عزیزی شود که دلشان برای هر چه بهتر شدن وضعیت موجود روستایشان می تپد. لذا از کلیه عزیزانی که توانایی ارائه کتب ارزشمند به این کتابخانه را دارند خواهشمند است هرچه سریعتر اقدام نمایند.ضمنامسئولیت آن را جناب آقای صلاح قمرنازی دهیار محترم ودلسوز روستا برعهده دارند.
ازجناب آقای اسدالله حمه ویسی دهیار زحمتکش قبلی روستا نیز به خاطر اقدامات لازم دراین خصوص وراه اندازی ساختمان آن هم چنین سنگ فرش روستا ودیگر اموراتی که در طول دوران خدمتشان انجام داده اند تشکر می نماییم.
اجرکم عندالله
پیش بینی 5 روزه هوای روستای دولاب را در آدرس زیر می توانید دنبال کنید.
ارتباط مستقیم آن را در پیوند لینک دوستان درسمت راست وبلاگ هم گذاشته ام.
http://rajansafarpor.blogfa.com/category/14
با تشکر از راژان صفرپور عزیز
می توانید تصاویر را در ادامه مطلب رویت نمایید.
سال | مدير |
46/45 | سید احمد میم هاشمی |
47/46 | خلیل ناصری |
48/47 | - |
49/48 | - |
50/49 | - |
51/50 | اصغر مجیدی |
52/51 | اصغر مجیدی |
53/52 | - |
54/53 | علی اکبر اسکندری |
55/54 | علی اکبر اسکندری |
56/55 | رزاق رحیمی دستگیری پوران نعمتیان |
57/56 | سعید نبی پور |
|
|
|
|
تهيه وتنظيم: جمشيدقاسم حسني
منداڵێک له بابی پرسی :
خودا کییه؟
بابی گوتی :
خودا شوێنی نییه ،که سی نییه ، له هیچ شوێنێک دیار نییه ،
منداڵه که تۆزێک بیری کرده وه و گوتی :
مه گه ر خودایش کورده ؟!!

دولاب
چرخ چوبی با ریسمان و سطل (دلو یا دول) که به وسیلة آن از چاه آب کشند. نام مکانهای زیر نیز میباشد:
دروازه دولاب، نام یکی از قدیمیترین دروازههای طهران است که در سمت شرق شهر طهران قرار داشت. محل این دروازه در شرق محله چال میدان و در ورودی بازارچه نایب السلطنه، واقع در خیابان ری قرار داشت.
محل دروازه دولاب، در جایی است که در عصر پهلوی سه راه شکوفه خوانده میشد و هم اکنون چهارراه شمس نامیده میشود.دولاب، نام یکی از روستاهای بسیار قدیمی منطقه ری واقع نزدیک طهران بوده که در جنوب شرقی این شهر قرار داشتهاست. ده دولاب، بعد از به قدرت رسیدن آغا محمدخان قاجار و انتخاب تهران به عنوان پایتخت ایران، بصورت یکی از روستاهای تهران درآمد. در اوایل عهد قاجاریه، محل این ده، خارج از برج و بارویی که در عهد شاه طهماسب صفوی برای تهران بنا شده بود، قرار داشت. بر اساس نوشته مجدالدین در کتاب زینتالمجالس، یکی از چهار دروازه موجود در حصار تهماسبی، دروازه
با توجه به آن که در نظر است لیست وفات یافتگان روستای دولاب ودرگذشتگان عزیزی که سال ها در این کره ی خاکی به تلاش وتکاپو پرداختند وعاشقانه وعارفانه وپاک زیستند واکنون در میان ما نیستندِ راتکمیل کنیم خواهشمندیم هر کدام از عزیزان درصورت امکان و در صورت رضایت کامل اگر تصویر آن ها را در اختیار دارندجهت درج در وبلاگ به ایمیل اینجانب یا حضورا ارسال فرمایید .
شماره تماس ۰۹۱۸۳۸۰۹۹۸۲
به سپاسه وه
مهمترین زبان های آریایی ایرانی عبارتند از :
1- زبان اوستایی
2- زبان پارسی باستان
3- زبان پهلوی
که خود تقسیمات زیادی دارند چنانکه مینورسکی و دارمستر زبان سکایی را مخلوط بین اوستایی (مادی ) و پارتی می دانند و زبان هوری هم شاخه ای از زبان اوستایی (مادی ) است زردشت به عقیده یبسیاری از خاورشناسان مثل نولدکه و راولینسون و آرام چاچان کرد گنجنه ازمردم ماد بوده و در شهر اورامی یا مشکین شهر فعلی واقع در آذربایجان شرقی تولد یافته و بعد به اورامان مهاجرت فرموده و بعدها برای ترویج آیین پاک و توحیدی اش زمان پادشاهی گشتاسب کیانی راهی شرق و بویژه بلخ شده چون طبق قرایین موجود تمام آذربایجان و ارمنستان و آلبانیا که همان ولایات جنوب ارمنستان بوده تا خلیج فارس در زمان رزدشت به زبان مادی یعنی اورامانی که ریشه ی دیگر گویش های کردی است تکلم می شده و دلیل و مدارک معتبر این ادعا نام مکان های یاد شده به زبان مادی (اوستایی )و یا اورامانی است که هنوز هم دیده می شود و حتی پراکندگی اورامانیان در این ولایات مثل نام مشکین شهر فعلی که در عهد زردشت اورامی گفته می شده و یا اهر که برگرفته از اهورا مزداست و یا کلیبر که محل ظهور و عبور آیین زردشت به اطراف بوده و یا گرمی grmy که صدای آتش آتشکده اش از فاصله ها شنیده می شده و یا بزغوش که نام مغ معروف زردشت بوده و زبان آذری همان زبان اورامانی قدیم بوده که بعدها در اثر هجوم مغولان و تاتارها و سلاجقه این زبان با تعدادی از واژه های مغولی و ترکی آمیخته و امروز ه هم تعدادی از این لغات در زبان کردی بویژه اورامانی دیده می شوند و به هر حال با آمدن ترکان آذربایجان و ولایت اطراف آن مسخر شده و کردان ماد به اطراف قسمتی به ترکیه فعلی و قسمتی به مدارات پایین تر جغرافیایی و قسمتی به طالش رانده می شوند که طالش هم به معنی محل اشتقاق و جدایی قوم ماد در آن دوره معنی شده است که هنوز در زبان اوستایی قدیم یا اورامانی فعلی که ریشه ی زبان کردی است به معنی تڵیش Tllish باقی مانده و زردشت مادی به محل فعلی اورامان لهون مهاجرت کرده و به تبلیغ آیین خود می پردازد و اورامیان رانده شده در اثر هجوم سکاها و تاتارها و مغولان قسمتی به منطقه درسیم یا تونجلی فعلی در ترکیه بین ارزنجان و ارزروم رفته و امروزه به نام کردهای زازا معروفند که 90% لغات زبان آنها اورامانی بوده و بعضی از آنها هنوز آیین شبکی یا مانوی (زردشت) را دارندو کتابهای مزدیسنا و زند و پازند را به زبان پهلوی دارندو قسمت دیگری از مادها در طالش ساکن شده که هنوز هم زبان مردم طالش مثل پره سر – اسالم و رضوانشهر و کردهای لنکران در آذربایجان و نخجوان همان اورامانی عصر زردشت مادی است و قسمت دیگر آنها (مردم ماد) به مرکز ایران مثل خوانسار – ری – دماوند – تفرش – دلیجان – همدان تا شیراز و خوزستان رانده شدندو با بقیه اقوام آریایی چه فارسی و چه شعبات دیگر آنها آمیختندو امروزه لغات زیادی از مادی قدیم در بین گویش مردمان شهرهای مزبوز بوضوح دیده می شود.قسمتی از مادها به گیلان و مازندران هم رسیدند و به قول دارمستتر چه از حیث زبان و چه از حیث لباس و فرهنگ می توان نشانه های وحدت و یگانگی را بین مردم کردو شمال درادوار تاریخی یافت .
چنانکه با تحقیقاتی که در قرنهای پیش انجام شده قریب 90% لغات کردی با گیلانی و مازندرانی به هم شبیه بوده و این ثابت کننده ماد بودن این دو قوم ایرانی است و برای اینکه
|
اوستایی |
فارسی |
کردی |
|
ئاته ر |
آتش |
(ئاتر) – ئایر – ئاگر |
|
ئاسوو |
آهو |
(ئاسک ) |
|
ئه وره |
ابر |
(هه ور) |
|
به خته |
بخت |
(به خت ) |
|
به رزا |
بلند |
(به رز ) |
|
ته م |
مه |
(ته مه – ته م) |
|
ژه ینی |
زن |
ژه ن – ژن ژه نی ) |
همچنین چنانچه از سنگ نوشته های هخامنشی در کوه بیستون و دگر جاها معلوم است زبان پارسی باستان قرابت زیادی با اوستایی یا ماد قذیم داشته و اینک چند واژه بلستان را می آوریم و با کردی کنونی مقایسه می نماییم.
|
فارسی باستان |
فارسی کنونی |
کردی فعلی |
|
بریزنت |
بلند |
به رز |
|
اسپ |
اسب |
ئه سپ |
|
آوا |
اینچنین |
ئاوه ها – ئاوا |
|
روچه |
روز |
رۆ – رۆژ |
|
روچیار |
خورشید |
رۆجیار |
همچنین مادر زبان پهلوی را هم می توان همان زبان کردی دانست . چون تماما" به زبان ...
ادامه مطلب را کلیک کنید
له دوای خنکانی هه ڵه بجه سکاڵایێکی درێژم نووسی بۆ خوا
به رله خه ڵکی بۆ دره ختێکم خوێنمه وه
دره خت گریا
له په ناوه باڵه نده یێکی پۆسته چی
وتی:باشه کێ بۆت ده با؟
گه ر به ته مای منی بیبه م، من ناگه مه عه رشی خودا
بۆ شه و دره نگ
فریشته ی ره شپوشی شێعرم وتی: تۆ هیچ خه مت نه بێ
من بۆت ئه به م هه تا سه رێ تا که شکه ڵان
به ڵام به ڵێنێ نایه مێ خوی نامه که م لێ وه رگرێ
خۆ ده یزانی خودای گه وره کێ ئه یبینێ؟
وتم: سپاس تۆ هه ڵفڕ ه
فریشته ی ئیلهام هه ڵفڕی و له گه ڵ خۆییا سکاڵای برد
رۆژی دوایی که هاته وه
سکرتێری پله چواری نووسینگه ی خوا
عوبێد ناوێ
هه ر له سه ر هه مان سکاڵا و له دامێنا به عه ره بی بۆی نووسیبووم:
گه وجه ! بیکه به عه ره بی
که س لێره کوردی نازانێ و نایبه ین بۆخوا ....
" شێرکۆ بێکه س"
اگر می خواهید طرز درست کردن کشمش رایادبگیریدلطفا با ما همراه شوید...![]()
وسیله ای جهت حمل انگور که از چوب درخت ارغوان ساخته می شود ودر دولاب (به زبان هه ورامی )به آن (چنگله) ودر سایر مناطق کردستان به آن (سه وه ته ) می گویند. این وسیله که دربیشتر نقاط کردستان بخصوص مناطق اورامان دیده می شود قدمتی دیرینه داردوتوسط پیرمردان وپیرزنان خوش قریحه وبااستعداد به اشکال مختلف ساخته می شود.اشکال دیگر حمل انگور که انشاءالله درآینده تصاویرآن ها را برای علاقمندان محبوب خواهیم گذاشت ،شامل( سوقاتی ) مخصوص حمل انگور به مقدار نصف چنگله وهدیه به عنوان سوغاتی که مردان با خود به کاروان وبرای دوستان وآشنایان خود می بردند.وسیله دیگر (ده سینه یا ده ستینه یا ده ساره ) یا همان سبد درزبان فارسی که برای حمل انگور ودیگرمیوه جات به صورت محدود استفاده می شود.
وحالا قصد دارم مطالبی درمورد طرز تهیه کشمش درروستای دولاب که از سابقه چند صد ساله برخوردار است برایتان بنویسم . مراسم تهیه کشمش که نزد دولابیان ازتقدس خاصی برخوردار است وبه آن (بولاو) می گویند؛هرساله دردهه سوم شهریور آغاز می شود که با دعوت ازاقوام وآشنایان زیادی از سایر مناطق وشهر ها انجام می گیرد.
طرز تهیه بولاو(تیزاب):![]()
بسته به مقدار کشمش های موجود برای هر 30 چنگله معادل یک (ته غار) تقریباً یک حلب 18 کیلویی خاکستر قبلاً تهیه شده صرفاً خاکستر درخت چنار یا انگور را داخل دیگ بزرگی پر ازآب که درمحل به آن (قازان) می گویند حدود 10 ساعت می جوشانند.
نوع خاکستر ومقدار جوشاندن آن خیلی حساس بوده وتنها ازعهده پیرزنان وپیرمردان باتجربه روستا برمی آید که بعداً کشمش هایی روشن وقشنگ را برداشت کنند والا خدا می داند که اگر ما ها تیزاب را درست کنیم چه بلایی بر سر انگورهای نازک نارنجی خواهدآمد.
فراموش نشود که تنها دوسه نوع انگور وجود دارند که تحمل تیزاب وحرارت آتش راتحمل می کنند(کشمش- فرخی و گزنه ای وچندمورد دیگر ) حتی مورد سوم دربیشتر موارد هم چندان قشنگ در نمی آید.
طرز بولاو کردن: ![]()
در روستا رسم براین است که مردان باتجربه حدوداً 10 نفر صبح زود انگورها را می برند وداخل چنگله می گزارندودوسه نفر از پسران جوان هم یکی یکی یا دوتا دوتا طناب دور چنگله می اندازند وآن ها رابه محلی که (یاگه کوره) می نامند می برند وزنان ودختران هم خیلی با سلیقه وحوصله آن ها را روی هم ودور دیگ می چینند و اصولاً بعداز نهار کوره را آتش می زنند وتیزابی که قبلا تهیه شده وداخل یک بشکه جداگانه ته نشین شده راخیلی بااحتیاط به طوری که رسوب آن مخلوط نشود ،آب زلال آن را داخل دیگ می ریزندو می جوشانند ودونفرکه در طرفین دیگ نشسته اند به نوبت انگورها را داخل دیگ می برند وسریع بیرون می آورندوکسانی که به اصطلاح بولاو می کنند باید ازمهارت وتجربه کافی برخوردارباشند والا انگورها احتمال دارد که بسوزند یا گاهی اوقات قسمت هایی از آن ها خشک باشند وبه کشمش تبدیل نشوند. بعدچنگله ها را کنار می گزارند تا مقداری آب آن ها چیده شود سپس آن ها رابه پشت بامی که قبلاًگل اندود شده ودرمحل به آن (هیله ساو یا ناویایی)می گویند می برند ودوسه نفرازمردان باتجربه آن ها را روبه سمت آفتاب روی بام می چینند وپس از تقریباً 10 روز ما شاهد کشمش های قشنگ وپرنوری خواهیم بود که دل رهگزران را نوازش می کند.
مطلبی راهم نباید ازقلم انداخت ؛اینکه درهمان سرخرمن مقدار زکات آن را حساب کرده وبه مستحق آن می رسانند.اما قشنگ ترین خاطراتی که هرگزفراموش نمی شود و هرساله ازآن یادمی شودهمین مراسم بولاواست که همه دور هم جمع می شوند ومی گویندومی خندندوبدین وسیله هم از زحمات باغبان زحمتکش قدردانی می کنندوهم شکرخداوند سبحان را به جا می آورند.
روستای دولاب در ۴۰ کیلومتری جنوب شهرسنندج دردامنه کوه معروف «عه والان » مابین شهرسنندج وکامیاران، ازتوابع بخش سیروان ، منطقه ی اورامان ژاورود شرقی واقع شده است. در سال ۱۳۹۰ این روستا در تقسیمات جدیدکشوری ازبخش موچش شهرستان کامیاران به بخش مرکزی شهرستان سنندج انتقال داده شد.
روستای دولاب ازشمال به روستای« دیرمولی» وازجنوب به روستای« طاء و سرچی »، ازمشرق به روستای « نشورعلیا»،ازمغرب
به رودخانه سیروان وروستاهای« وصی سفلی وعلیا » وازشمال غربی به روستای« بزلانه »،ازجنوب غربی به روستای « نزاز» محدود می شود.
دولاب فعلی ظاهرا ًروستایی به صورت پلکانی وبا بافت قدیمی است. تاریخ بناء آن معلوم نیست، هرچند دارای مسجدعبداللهی نمی باشد،اما قدمت آن به بیش از۹۵۰ سال پیش می رسد.
به هرحال روستای دولاب احتمالاً ازدو روستای قدیمی تر بوجود آمده است :
الف- درزمان قدیم روستایی در« درّه ی غلام ویس» واقع درچناریز انتهای درّه ی « گول کین» « ویه سور» بوده است. درحدود هفتاد سال پیش توسط باغداران که مشغول به کندن وحفاری باغات خود بوده اند ،اشیائی مانند زیر سیگاری، تنور و… بدست آمده که نشان ازقدمت آن دارد. اهالی این روستای ویران شده ، بعداً به دولاب فعلی نقل مکان کرده اند.
ب – از راویان سینه به سینه نقل شده ؛ باغات درّه ی نوم، درگذشته روستا، یا به قولی دیگرشهر یهودیان بوده است. دلیل بر صدق این روایت این است ، که باغداران این منطقه درهنگام کار کشاورزی وحفر زمین به اشیاء قدیمی همانند؛کاسه، کوزه، ظروف ورشو وخمره های گلی دست پیدا کرده اند.
ج – دلیل وشاهد سوم براین ادّعا این است، که درحدود سی سال پیش پیر زنی یهودی به نام « ایران خانم » ساکن محله ی آقازمان سنندج، ازدولاب به عنوان زادگاه خود ویهودیان یاد نموده وخاطره هایی ازدوران جوانی خود در روستا های دولاب ونیر نقل کرده است .
د - ازمستمعین موثق شنیده شده، چند سال پیش رادیو اسرائیل از باغات « نوم » به عنوان زادگاه وشهر قدیم یهودیان یاد نموده است .
از بزرگان روایت شده؛ اوّلین کسی که روستای دولاب رابنیاد نهاده، فردی به نام «اسفندیار» بوده که مقبره ی آن مرحوم درقبرستان سیّد اسحاق در روبروی روستا واقع شده است.
به هرحال روستای دولاب دارای آب وهوای معتدل کوهستانی و حدوداَ ۱۶۰ چشمه دائمی است ،پس به حق شایسته است، که نامش دولاب یعنی «دول ئاو» باشد . تنوّع هرچهار فصل ، زیباییهای بی نظیر آن را برپیشانی خود حک نموده است. هر فصل ویژگی خاصّ خودش راداراست. در بهار کوه ها، باغ ودر و دشت مخملی سبز به تن می آرایند. زمزمه ی چشمه ها وجویبارها با نغمه ی پرندگان روح وروان وچشم وگوش را نوازش می دهند . میوه های رنگارنگ تابستان درکنار چشمه های سرد وخنک ،خستگی را از تن عابران و رهگذران می زداید .
پاییزرا فصل دیگراست ، نه قلم قادر به توصیف، ونه زبان تاب بیان ونه چشم تحمّل دیدن آن همه زیبایی را دارد . هزاران رنگ زرد، سرخ، نارنجی ،سبز و... دیدگان را نوازش می دهند، پاییزعروس فصل ها باتنوّع میوه ها و نسیم جویبارها ،غم را ازدل هامی رباید وایّام را به دل رهگذران حلاوتی دیگر می بخشد .
زیبا تر از همه زمستان، آخرین فصل سال با لباس سفید خود همه جارا پاک و یک رنگ می نماید. گویا همه ی گردو غبارایّام و رنگا رنگ بودن دیگر فصل ها را با خود می برد و طبیعت را برای تغییر وتحوّل ، رویش ، جوانه زدن ، توّلد دیگر و زندگی دوباره مهیّا می سازد .
دولاب محلّ پرورش عالمان وبزرگان دینی زیادی درگذشته بوده ، که متاسّفانه امروز فقط نام ونشانی از آن ها به یادگار مانده است . مردمی شافعی مذهب دارد وبه زبان اورامی ( هه ورامی )صحبت می کنند. دارای چهار مسجد وخانقاهی متعلّق به دراویش قادریّه می باشد که در پایین روستا واقع شده و قدمت آن به ۲۷۰ سال می رسد. دولاب دارای آب لوله کشی ، برق، تلفن، خانه بهداشت، مدرسه ی ابتدایی ، راهنمایی است و درحدود ۱۲۰ خانوار و نزدیک به ۵۰۰ نفر جمعیّت می باشد وبه دلیل شرایط سخت وصعب العبوربودن روستا آمارمهاجرت آن بیداد می کند که بیش از ۴۰۰ خانوار آن اکنون درشهرهای دیگر بخصوص؛ سنندج سکونت دارند .
تنوّع محصولات باغداران دولاب بی نظیراست شایدکمتر روستایی را دراستان شاهد بود که این گونه تنوّع میوه رادر خودجای داده باشد.درتولیدگیلاس مقام اوّل استانی را داراست، انواع انگور،گیلاس ، گلابی ،سیب، گردو، زردآلو ، آلبالو، شفتالو، انجیر، توت سفيد وفرنگی و... رامی توان نام برد .
انواع گل وگیاه دربهار زینت بخش دامنه ها وکوه پایه ها وتپه هاست. سیر درباغات وهوای خنک درگرمای تابستان ونغمه ی پرندگان ؛ دل هررهگذری رابه حق می رباید .
بیشتر مردم روستای دولاب به کشاورزی (باغداری) وزنبورداری می پردازند. جوانان درایّام بیکاری درشهرهای دیگراوقات فراغت خودرا با فروش خشکبار وکار درشرکت ها سپری می کنند . دولاب هم همانند سایر روستاهای مناطق کردنشین مردمی مهربان ، صمیمی ومهمان نواز وپیرمردانی خوش قریحه، پیرزنانی باتجربه وجوانانی فعّال وکوشا رادرخودجای داده که نتیجه ی تلاش وهمّت آن ها باعث شده که بیش از ۳۰۰ نفر دارای تحصیلات دانشگاهی باشند و مایه ی بسی مباهات وافتخاراست كه با همه ی این کمبود ها وسختی ها به چنین موفّقیّت هایی دست يافته اند.
با کمال تشکر از کاک فاروق محمد ویسی وکاک حشمت علی جانی
توسط : جمشید قاسم حسنی![]()
استفاده از مطالب با ذکر منبع اشکالی ندارد.![]()